ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
31
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) كه مىگفته است در سال جحاف ( قحطى يا سيل ) كه من هشتاد و يك ساله بودم از محمد بن حنفيه شنيدم مىگفت * امسال شصت و پنجمين سال عمر من است و سن من از سن پدرم بيشتر شده است ، گفتم : سن پدرت كه خدايش رحمت كناد به هنگام شهادت چند سال بود ؟ گفت : شصت و سه سال . واقدى مىگويد : همين خبر براى ما ثابت است . محمد بن ربيعة كلابى از طلق اعمى ، از قول مادر بزرگش نقل مىكند كه مىگفته است * من هم همراه ام كلثوم دختر على ( ع ) براى آن حضرت نوحه سرايى مىكرديم . عبد اللَّه بن نمير و عبيد اللَّه بن موسى از اسماعيل بن ابى خالد ، از ابو اسحاق ، از هبيرة بن يريم نقل مىكنند كه مىگفته است * شنيدم كه حسن بن على ( ع ) براى مردم چنين سخنرانى فرمود : اى مردم ديروز مردى از ميان شما رفت كه پيشينيان بر او سبقت نگرفتند و كسانى كه بعد مىآيند به او نخواهند رسيد . همانا رسول خدا ( ص ) او را به هر مأموريتى كه مىفرستاد و پرچم را به او مىداد ، بر نمىگشت تا اينكه خداوند فتح و پيروزى را بهره او فرمايد و جبرئيل از سوى راست و ميكائيل از سوى چپ او حركت مىكردند و هيچ زرينه و سيمينهاى غير از هفتصد درم از سهم او از بيت المال باقى نگذاشت و با آن مبلغ هم مىخواست خادمى بخرد . عبد اللَّه بن نمير از اجلح ، از ابو اسحاق ، از هبيرة بن يريم نقل مىكند * چون على بن ابى طالب عليه السلام رحلت كرد ، حسن بن على ( ع ) برخاست و به منبر رفت و گفت : اى مردم ديشب مردى قبض روح شد كه پيشينيان از او سبقت نگرفتند و ديگران به او نخواهند رسيد پيامبر ( ص ) او را به هر جا گسيل مىفرمود جبرئيل از سوى راست و ميكائيل از سوى چپ او را حمايت مىكردند و باز نمىگشت تا خداوند فتح را نصيب او مىفرمود و چيزى جز هفتصد درم از خود باقى نگذاشت كه مىخواست با آن خادمى بخرد . او در همان شب قبض روح شد كه خداوند روح عيسى ( ع ) را به آسمان برد و آن شب بيست و هفتم رمضان است . ابو معاويه ضرير از حجاج ، از ابو اسحاق ، از عمرو بن اصمّ نقل مىكند * به حسن بن على ( ع ) گفته شد گروهى از شيعيان على عليه السلام معتقدند كه او روى زمين در حال حركت است و پيش از روز قيامت مبعوث مىشود . فرمود : آنها شيعيان على ( ع ) نيستند بلكه دشمنان اويند و اگر ما اين موضوع را مىدانستيم ( به آن عقيده داشتيم ) هرگز اموالش را تقسيم و زنانش را عروس نمىكرديم .